LOADING CLOSE

تصدی مرجعیت توسط نااهلان!

مواظبت نمایید تا نااهلی، تصدیِ مرجعیت را در سر نپروراند!

زعامت و رهبری دینی به دور از زمینه های ضروری و شرایط لازم، گمراهی مدعی و خواهان آن را به همراه دارد. خواه کاستی در شرایط طبیعی و جسمانی باشد یا در شرایط نفسی و روحی و یا امور جانبی لازم.

عاری بودن از هر سستی، کهولت، ناآگاهی و خواهش های نفسانی شرط ابتدایی است تا فرد بتواند معرفت دینی، فراست عقلانی و اقتدار نفسانی و هماهنگی اجتماعی را برای عهده دار شدن این منصب در خود بازیابد. پس کسی که عهده دار این امر الهی می گردد یا از آگاهی، سلامت و سعادت اخروی بالایی برخوردار است یا آن که تن به حرمان بسیاری داده است!
لازم است همگان در زمینه سازی برای تصدی مرجعیت مواظبت نمایند تا غیر شایسته و نااهلی نزدیکی به حریم چنین سمتی را در سر نپروراند که، قرار گرفتن این سمت در اختیار نااهلان، زیان باریِ دنیوی و حشر با حرمان ابدی را برای فرد و جامعه به دنبال دارد.

فقاهت، تنها آگاهی از فروع دینی نیست و فقیه باید در اصول دین و امور اجتماعی نیز صاحب معرفت باشد و کاستی در هر یک از جهات یاد شده شایستگی عهده داری این مسؤولیت را از او می گیرد.

توجهات دینی و مراجعه مردمی نسبت به زمینه های متفاوت علمی و عملی نباید تنها به محور فقاهت دینی باشد؛ بلکه مراجعات علمی و مردمی در هر زمینه علمی لازم است بر مدار دانشمندان آن علم باشد.
به عنوان نمونه، برای درک مباحث فلسفی باید به فیلسوفان دینی و برای آگاهی از یافته های عرفانی یا اعتقادی باید به صاحب نظران و آگاهان و راه یافتگان آن رشته مراجعه نمود و لازم است با بسترسازی فرهنگی، این آگاهی را به مردم مسلمان داد و خود نیز به این آگاهی برسند که باید در هر رشته به دانشمندان و آگاهان شایسته و عالی قدر آن رشته مراجعه شود.

فقیهان نیز باید چون عالمان دیگر دانش ها، مردم را در زمینه ی مسایل گوناگون به صاحبان آن حوزه ارجاع دهند و نباید دین و سمت های دینی و شؤون گوناگون آن، به فقه یا فقیهان بسنده گردد؛ بلکه همانند فقه و مراجعه به فقیهان، رجوع به صاحب نظران در تمام نیازمندی های علمی و عملی در هر رشته ای وظیفه گردد و چنین امری عادی انگاشته شود.